تبلیغات
شب شیشه ای

شب شیشه ای

تا بداند که شب ما به چه سان می‌گذرد غم عشقش ده و عشقش ده و بسیارش ده

قـــــلـــــبـــم

قلبم بی تابانه بهانه ی کسی را میکند که بار سفر بسته و رفته است.

رفته و چقدر زود از یاد برده که

نگاهی بی صبرانه منتظر نگاه های اوست

که چقدر آغوشی تشنه ی بغل های اوست

و این قلب دیوانه ی من باید رنج بکشد و

صبوری کند.

تا از یاد ببرد صاحبش را.

تا عشقی که سراسر وجودش را به لرزه می انداخت را فراموش کند.

و فراموش کند که روزی کسی بود

که برایش زندگی بود.



♥ دوشنبه 12 تیر 1396 ساعت 08:56 ب.ظ توسط bahare نظرات()

میــتـرســــــــم...

میــتـرســــــــم...

از روزی که من دیگر یک دختر عـاشـق نبـاشم و تـو یک پسر عـاشـق...

میـترسم از روزی که من یک مـادر عاشق باشـم و تو شایـد پدری عاشـق...

میترسم از روزی که دخترم بپرسد:

مـادرچان کمی از خاطرات عاشقانه ات برایم بگو

و من یاد خاطراتم با کسی غیر از پدرش بیفتم...!

میـترسـم از شـبی که من و تـو هر دو در آغوش یک غریبه

بیقـرار هم باشیم...


♥ چهارشنبه 7 تیر 1396 ساعت 10:52 ق.ظ توسط bahare نظرات()

نمـی بـینی حـالم بـده

نمی بینی وابستته
این دیوونه ی ماتم زده
نمیبینی حالم بده
منو به تنهایی باز عادت نده
چرا گذشته آب از سرت
دلم تنگه صدا خنده ته...


♥ جمعه 2 تیر 1396 ساعت 05:30 ب.ظ توسط bahare نظرات()

مـرد بـاش

اگر چه هیچکس نیومد
 سری به تنهاییت نزد
اما تو کوه درد باش
طاقت بیارو مرد باش....


♥ یکشنبه 28 خرداد 1396 ساعت 11:34 ق.ظ توسط bahare نظرات()

حــــال عــــجـیبـــــ

حـــــال عجـیـبـی دارد ایـن روزهای مـن...!

گیـر کـرده ام بـیـن سـاعتی کـه نمیـگـذرد

و

عـمـری کـه به سـرعــتــــ میـگذرد!!....


♥ یکشنبه 28 خرداد 1396 ساعت 11:31 ق.ظ توسط bahare نظرات()

حـمـــا قــت

اصولا آدم هایی که ارزش دوست داشته شدن را ندارند درست همان آدم هایی هستند که ما مصرانه سعی می کنیم دوستشان داشته باشیم …
قانون حماقت ما نیازی به اثبات ندارد !


♥ دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت 07:42 ب.ظ توسط bahare نظرات()

عــشـــــــق

عاشق شدن زمان زیادی نمیخواهد...

برای عاشق شدن یک ثانیه، یک نگاه و یک خاطره هرچند کوتاه هم کافیست...

عاشق شدن جمله ها و شعرهای عاشقانه پر احساس نمیخواهد...

گاهی جادوی نگاه یک آدم به اندازه تمام شعر های عاشقانه حرف دارد...

گاهی جمله ای که از نظر دیگران شاید خیلی هم معمولی باشد برای آدم میشود زیباترین عاشقانه دنیا...

برای این که دلت را بدهی یک ثانیه هم کافیست و همان یک ثانیه میتواند یک عمر ادم را در بند خود اسیر کند...

می بینی؟ عشق چیز عجیبی ست...

آدم را عوض میکند

گاهی آدم های مغرور و خشک را آنقدر احساسی میکند که باورش برای همه سخت است

و گاهی یک آدم مهربان و احساسی را حسود و خودخواه میکند...

عشق را نمیشود تعریف کرد...

برای هر کسی عشق معنای خاص خودش را دارد..

خاطره ها هم همینطور هستند

خاطره یک عشق شاید در زیر باران و یک صحنه رویایی نباشد

شاید در انتهای یک کوچه بن بست زیباترین صحنه عاشقانه دنیا رقم بخورد...

عاشق شدن هیچ کدام از تجملاتی را که در قصه ها و شعرها میشنویم نمیخواهد...


عشق فقط دو دل میخواهد که تا انتهای دنیا برای هم بتپند...!


♥ جمعه 19 خرداد 1396 ساعت 08:51 ب.ظ توسط bahare نظرات()

تولدت مبارکــــــــــ عشقم



کاش بیای و این پست رو ببینی

کاش میتونستم به خودت بگم

کاش فقط یه بار دیگه این شانسو داشتم

یادش بخیر پارسال این موقع ها...

کی فکرشو میکرد آخرش اینجوری بشه...؟


امشب....

تولدت مبارکــــــــــ عشقم

خیلی دلم برات تنگ شده




♥ یکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت 09:38 ب.ظ توسط bahare نظرات()

یک جفت چشم

یک جفت چشم سیاه . . .
یک جفت چشم آسمانی . . .
یک جفت چشم سبز . . .
خیلی ها برای این ها شعر مینویسند . . .
اما تو . . .
صاحب آن چشم های قهوه ای ساده هستی . . .
که شعرت را
تنها من میدانم....


♥ شنبه 13 خرداد 1396 ساعت 09:06 ب.ظ توسط bahare نظرات()

حرف بسیار است اما اهل گفتن نیستم!

 

حرف بسیار است اما اهل گفتن نیستم!
با دلم درگیرم... آری! با تو دشمن نیستم!

ساده می‌گویم... تو را این‌روزها گم کرده‌ام!
چند روزی می‌شود در قید بودن نیستم!

این که از او می‌نویسم در غزل‌هایم تویی!
آن که از او می‌نویسی همچنان من نیستم!

روح بی‌آلایشم را چشم‌هایت حس نکرد!
هیچ‌گاه این را نفهمیدی فقط تن نیستم!

حرف‌هایم را سکوتم می‌زند این روزها!

شاعر این بیت‌های نیمه‌جان من نیستم

 



♥ چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت 11:22 ق.ظ توسط bahare نظرات()

دیـدمــــت... وای چه دیـداری

دیدمت ، وای چه دیداری وای

این چه دیدار دلآزاری بود

بی گمان برده ای از یاد آن عهد

که مرا با تو سر و کاری بود




دیدمت ، وای چه دیداری وای

نه نگاهی ، نه لب پر نوشی

نه شرار نفس پر هوسی

نه فشار بدن و آغوشی




این چه عشقی است که در دل دارم

من از این عشق چه حاصل دارم

می گریزی ز من و در طلبت

بازهم کوشش باطل دارم




باز لبهای عطش کرده من

لب سوزان تو را می جوید

می تپد قلبم و با هر تپشی

قصه عشق تو را می گوید


فروغ



♥ دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت 10:11 ق.ظ توسط bahare نظرات()

دلــــــم میسوزد...

دلــــــم میسوزد...
برای همه روزهای خـوب گـذشته...
برای همه آن روزهایی که تـو را داشتم
دلــــم میسوزد برای حرف هایی که در دلـم مـاند
برای دوستـتــ دارم هایی که بایـد میگفتم و نگفتم...
نمی دانستم...
نمیدانستم عمـر این خـوشـبختـی چـقدر کـوتاه است...

دلم میسوزد برای همه لحظها هایی که میتوانستم در کـنارت بسـازم
برای همه آن لحظه هایی که میتوانستم بیـشتر گـرمی دستان و آغـوشت را حس کنم...

اگر میدانستم که به این زودی همه این ها رویا میشود
روزی هـزار بار میگفتم دوسـتــتـــ دارمــــ...
اما افـسـوس
افسوس که دیگر پشیمانی فایده ای ندارد

تــو رفته ای...
و حالا شاید برای همیشه من را از ذهنت پاک کرده ای...
یا شـاید هم نه...
شاید تو هم به من فکر میکنی و گـاهی هم کمی دلـتنـگ میشوی...
شاید تو هم در خیـالـت با من حرفــ میزنی...
مثل مــــن
که تـو را در آغوش میگیرم
سر بر شـانه ات میگذارم و به جای تمام حرف های نگفته آن روزها با تـــــــو حرفـــ میزنم

شاید دیگر فرصتی نمانده
شاید باید باور کنم همه چیز تمام شده...
تو رفته ای و دیگر برای من نخواهی شد
اما نمیشود...
نمیشود دست از دوسـتـــــ داشتنت بردارم
نمیشود دلـتــــنگـــــ نباشم
نمیشود که نمیشود...


♥ چهارشنبه 3 خرداد 1396 ساعت 08:40 ب.ظ توسط bahare نظرات()

بــانو

بانو 
میدانم
وقتی دلت میگیرد
جلوی اینه می ایستی
رژ لب
کمی عطر
و....
کمی نیشخند میزنی به خودت!
به دلتنگی هایی که برایشان نقاب میدوزی...
لباس رنگی ات را می پوشی
موهایت را می بندی
و چند دانه مروارید به بغض هایت می آویزی!
و در اخر آنقدر زیبا میشوی
که هیچ کس شک نمیکند
خسته ترین زن دنیایی...


♥ شنبه 30 اردیبهشت 1396 ساعت 09:11 ب.ظ توسط bahare نظرات()

یــه روز صبـح...

یه روز صبح که از خواب بیدار شی،
یه روز که چشماتو باز میکنی و بی حوصله به اطرافت نگاه میکنی،
یهو چشمت میفته به من...
من کنارت دراز کشیدم و آروم دارم نگات میکنم...
تو سعی میکنی به روی خودت نیاری که از دیدنم خسته شدی
دوباره میری تو جلد یه آدم مهربون و با لبخند میگی سلام عزیزم! صبحت بخیر!
چند ثانیه صبر میکنی اما من حتی پلک هم نزدم...!
اخم میکنی و میگی: داری خودتو لوس میکنی؟ پاشو دیگه صبح شده!
اما بازم هیچ صدایی ازم درنمیاد...
دستتو میاری سمت من که دستمو بگیری اما از تعجب خشک میشی...
دستام سرده... سرده سرد
یه نگاه به صورتم میندازی
چشمام بازن و دارن نگات میکنن
اما تو...
سرتو گذاشتی روی سینم تا ببنی اون چیزی که بهش میگن قلب و همیشه برای تو میزد صداش میاد یا نه...
نه...نه...
نمیخوام باور کنم... لیخندی زدی و سرتو بلند کردی
تو چشمای خستم نگاه کردی ... و رفتی...
حالا دیگه خیالت راحت شد
راحت از اینکه یه مزاحم از صفحه زندگیت پاک شد
اره... من رفتم
رفتم تا بتونم بعد از مدت ها خوشحالی تو رو ببینم
اما مروز بعد از روزهای خسته کننده ای که با من داشتی شادی رو تو چشمات دیدم...
من رفتم... به همین سادگی... دقیقا همون کاری رو کردم که تو خواستی...
ولی میدونم که یه روز دلت برام تنگ میشه....
میدونم که میفهمی هیشکی مث من عاشقت نبود، نیست و نخواهد شد
اما دیگه مهم نیست 
تو این دنیا لبخند تو بزرگترین آرزوم بود که لحظاتی پیش اونو دیدم و فهمیدم علتش مرگ منه...!
اما من خوشحالم که تو خوشحالی
دلم برات تنگ میشه خیلی زیاد...


♥ چهارشنبه 27 اردیبهشت 1396 ساعت 05:29 ب.ظ توسط bahare نظرات()

به سلامتی

به سلامتی کسی که دوسش داری و پیشت نیست اما یه یادگار ازش داری که وقتی نیگاش میکنی ،
بوش میکنی و حس میکنی کنارته
سلامتی اونی که با خاطراتشم خوشی...


♥ یکشنبه 24 اردیبهشت 1396 ساعت 06:10 ب.ظ توسط bahare نظرات()

.: تعداد کل صفحات 9 :. [ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ ... ]