تبلیغات
شب شیشه ای - دیـدمــــت... وای چه دیـداری

شب شیشه ای

تا بداند که شب ما به چه سان می‌گذرد غم عشقش ده و عشقش ده و بسیارش ده

دیـدمــــت... وای چه دیـداری

دیدمت ، وای چه دیداری وای

این چه دیدار دلآزاری بود

بی گمان برده ای از یاد آن عهد

که مرا با تو سر و کاری بود




دیدمت ، وای چه دیداری وای

نه نگاهی ، نه لب پر نوشی

نه شرار نفس پر هوسی

نه فشار بدن و آغوشی




این چه عشقی است که در دل دارم

من از این عشق چه حاصل دارم

می گریزی ز من و در طلبت

بازهم کوشش باطل دارم




باز لبهای عطش کرده من

لب سوزان تو را می جوید

می تپد قلبم و با هر تپشی

قصه عشق تو را می گوید


فروغ



♥ دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت 09:11 ق.ظ توسط bahare نظرات()