تبلیغات
شب شیشه ای - مطالب دی 1395

شب شیشه ای

توی هر گوشه این شهر... دارم از عشق تو یادی

خدایـا

گفتم: خدایا از همه دلگیرم گفت: حتی از من؟
گفتم: خدایا دلم را ربودند گفت: پیش از من؟
گفتم: خدایا چقدر دوری گفت: تو یا من؟
گفتم: خدایا تنها ترینم گفت: پس من؟
گفتم: خدایا کمک خواستم گفت: از غیر من؟
گفتم: خدایا دوستت دارم گفت: بیش از من؟
    گفتم: خدایا اینقدر نگو من گفت: من توام ، تو من . . .

 



♥ پنجشنبه 30 دی 1395 ساعت 11:37 ق.ظ توسط bahare نظرات()

شــــب هایـی که گـذشـت

روزی گفتی شبی کنم دلشادتــــــــــــــــــ

 

وز بند غمان خود کنم آزادتـــــــــــــــــــ

 

دیدی که از آن روز ، چه شبها بگذشتـــــــــــ

 

وز گفته ی خود هیچ نیامد یادتــــــــــــــ ..



♥ شنبه 25 دی 1395 ساعت 11:05 ق.ظ توسط bahare نظرات()

جـــــای خـالی من

گاهی حتی جـرأت نمی کنم پشت سرم را نگاه کنم

تا ببینم جام ، هنوز خالیه یا نه ....



♥ شنبه 25 دی 1395 ساعت 11:01 ق.ظ توسط bahare نظرات()

مـــــن بــــــــی تـــــو......

من بی تـــــو ..

شـــعر خواهــــم نوشـــــت..

 

تـــــو بی مــــن..!

چه خواهی کرد؟

 

اصلا یادت هســـت که نیســـتم؟



♥ شنبه 25 دی 1395 ساعت 10:57 ق.ظ توسط bahare نظرات()